توضیحات کامل :

عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق جغرافیای سیاسی، ژئوپلیتیک، مذهب

 

فرمت فایل: word

تعداد صفحات: 50

 

ماهیت و قلمرو جغرافیای سیاسی بسیار متنوع و گسترده می باشد و از همین رو پژوهشگران تعاریف متعددی را از این رشته ارائه داده اند. شاید بتوان اولین تعریف منسجم و پذیرفته شده در بین دیگر اندیشمندان را معطوف به تعریف هارتشورن در سال 1954 دانست که تعریف غالب این رشته در دهه 60 بود. او می گوید: جغرافیای سیاسی، تفاوتها، تشابهات سیاسی، مناطق و ارتباط آنها را با سایر تفاوتها و تشابهات جغرافیایی بررسی می کند. در مجموع باید بیان داشت که مکان و فضا، بینش سیاسی و تصمیم گیری و رابطه متقابل آنها همچنان محور های اصلی مطالعات جغرافیای سیاسی را تشکیل می دهند.(پور مهرانی: 1389: 25)

جغرافیای سیاسی بر پایه پنج عنصر بنیادین، یعنی مناقشات، فضا، مرز، امپراتوری، جهانی شدن، پایه ریزی شده است که هریک از آنها مورد توجه و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

– مناقشات یا برخوردها و کشمکش ها بیشتر در راه کسب منابع طبیعی همچون نفت، آب و غیره بوجود می آیدکه برای رسیدن به آنها به کنترل فضاهای دریایی، جاده ها و غیره و تسلط قومی و ایدئولوژیک نیاز است. جامعه می تواند بر جوامع دیگر سلطه و کنترل داشته باشد که از عامل قدرت برخوردار باشد.

– فضا و نوع کلاسیک آن شامل محدوده های زمینی، دریایی و هوایی است. در حال حاضر فضاهای فراسوی جوبه نام حریم فضایی مطرح است که موجب تبادل سرمایه، اطلاعات کالا و تبادل اطلاعات بین سازمانهای بین المللی است و آن را فضای بالقوه می نامند.

– مرز، محدوده سیاسی، فضایی و جغرافیایی سرزمین (دولتها) را مشخص می کند. مرزها در جغرافیای طبیعی، قومی و فرهنگی نقش دارند.

– امپراتوری، عبارتست از تسلط اشراف دولت مرکزی بر اقوام و ساکنان ناهمگون در مجموعه ای از سرزمینهای جغرافیایی پایدار یا ناپایداراست. امروز امپراتوری وجود خارجی ندارد و در معنای مجازی شامل کشورهای ابر قدرت است.

– جهانی شدن ازیک طرف به مکانها و مزایای استراتژیک آن مربوط میشود که به عوامل متعددی نیاز دارد و از طرف دیگر کشوری که در فکر جهانی شدن است باید قدرت تسلط بر کشورها و دولتها ی متعدد دیگری را داشته باشد. (شوتار:11:1386)

2-2-ژئوپلیتیک یا جغرافیایی سیاسی: آیا جغرافیای سیاسی با ژئوپلیتیک تفاوت دارد یا نه؟ جغرافیا در پیوند با سیاست، جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک را خلق می کند. با این تفاوت که در علم جغرافیای سیاسی به مطالعه و بررسی تأثیر سیاست و تصمیم گیری های سیاسی بر جغرافیا و در ژئوپلیتیک به مطالعه و بررسی تأثیر جغرافیا بر سیاست و تصمیم گیری های سیاسی تأکید می شود.بنابراین، یک پدیده سیاسی می تواند همزمان موضوع مورد مطالعه هم جغرافیای سیاسی باشد، آنگاه که از منظر سیاست به آن نگریسته می شود و هم موضوع مورد مطالعه ژئوپلیتیک؛ آنگاه که از منظر جغرافیا به آن و به عنوان یک پدیده سیاسی پرداخته می شود .در مجموع باید بیان داشت که مکان و فضا، بینش سیاسی و تصمیم گیری و رابطه متقابل آنها محورهای اصلی مطالعات در جغرافیای سیاسی می باشد اما باید میان دو واژه و حیطه فعالیت جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک تمایز قایل شد، چرا که ژئوپلیتیک رشته ای است که به مطالعه نقش محیط در تصمیم گیری های سیاسی، مانند چگونگی استفاده و بهره برداری از امکانات محیط جغرافیایی برای پیشبرد اهداف سیاسی و رقابتی در سطح منطقه ای و جهانی می پردازد. این رشته به عکس جغرافیای سیاسی، به بررسی حدود و مرز کشورها، روابط داخلی و بین المللی و تشکیلات اداری و اجتماع آن و همچنین در بخشی نیز به بررسی تاثیر عوامل فرهنگی و طبیعی در ظهور واحدهای سیاسی قدرتمند می پردازد. اما آنچه این دو را به هم پیوند می‌دهد عامل قدرت می باشد، چرا که هم ژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی در نقطه اشتراکشان، به بررسی نقش قدرت سیاسی در محیط جغرافیایی می پردازند. (پور مهرانی:25:1389)

 

فهرست مطالب

 سیر تحول و ماهیت جغرافیای سیاسی

ژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی

ژئوپلیتیک در بستر زمان

سیر اندیشه ها و نگرشهای ژئوپلیتیک

منطقه گرایی

مولفه های قدرت منطقه ای ایران

استراتژی و ژئوپلیتیک

عناصر استراتژی

عوامل تعیین کننده استراتژی

رابطه استراتژی و سیاست

مذهب و ژئوپلیتیک

ژئوپلیتیک شیعه و اندیشمندان آن

دیدگاه توال

دیدگاه نصر

دیدگاه اسپوزیتو

دیدگاه فولر

مکتب رآلیسم

مکتب رادیکالیسم

منابع